اولين روز دبستان بازگرد
کودکيها شاد و خندان بازگرد
بازگرد اي خاطرات خوب من
درسهاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
مانده در گوشم صدايي چون تگرگ
خش خش جاروي بابا روي برگ
همکلاسي هاي من يادم کنيد
بازهم در کوچه فريادم کنيد
کاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقي نبود
اي دبستاني ترين احساس من
بازگرد اين مشقها را خط بزن
.....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17:45 توسط رزگار.ع
|
وبلاگ انجمن علمی آب